آیا تا به حال اندیشیده اید که مثل معروف عقد پسر عمو و دختر عمو را در آسمان ها بسته اند ریشه در ادبیات اساطیری ما دارد؟ و البته نطفه چنین ازدواج های خویشاوندی در آغاز از جمعیت های کوچک و بسته که رسوم و عقاید مشترک داشته اند، شکل گرفته است و هم اکنون نیز در اقلیت های مذهبی و قومی بیشتر دیده می شود؟ ازدواج های فامیلی از آن اتفاقاتی است که از بعد ژنتیکی صدمات جبران ناپذیری را به نسل های بعدی وارد می کند و با وجود آن که سالهاست در جوامع غربی، منسوخ و ممنوع شده است، متأسفانه در جامعه ایران و کل جوامع شرقی مانند کشورهای عربی، از فراوان ترین و البته پرخطرترین پیوندها به لحاظ بروز نقایص ژنتیکی محسوب می شود. نباید فراموش کرد بزرگترین خطری که سلامت فرزندان حاصل از این ازدواج ها را تهدید می کند، احتمال تولد فرزندان بیمار از والدین به ظاهر سالمی است که بیماری آنها الگوی وراثتی نهفته غیر وابسته به جنسیت دارد.
این موضوع و پرداختن دوباره به آن آنقدر پراهمیت است که ما را بر آن داشته تا با محسن فتح زاده، کارشناس ارشد ژنتیک انسانی و مدیر گروه پژوهشی ژنتیک انسانی جهاد دانشگاهی استان فارس که به واسطه تحقیقات خود به نتایج جالبی در بروز عقب ماندگی های ناشی از ازدواج های خویشاوندی دست یافته است، به گفتگو بنشینیم.

از بعد ژنتیک چه اتفاقی می افتد که به بروز اختلالات در فرزندان والدین خویشاوند منجر می شود؟
از نظر ژنتیکی همه ما می دانیم که تقریباً برای تمام صفات بیولوژیکی و حیاتی مان (مثل رنگ چشم، قد و هوش) یک کپی از ژن یا ژن های مربوط را از پدر و کپی دیگر را از مادر به ارث می بریم. حال اگر فرض کنیم در یک فامیل بزرگ در نسل های گذشته یک نقص ژنتیکی وجود داشته باشد، زمانی که پدر و مادر فامیل هستند، احتمال آن که هر دو فرد یک کپی از ژن ناقص را از اجداد به ارث برده باشند طبیعتاً بیشتر از دو فرد عادی جمعیت است که هیچ رابطه خویشاوندی ندارند. در این حالت احتمال ۲۵ درصد وجود دارد که پدر و مادر همان یک کپی ناقص از ژن را به جنین انتقال دهد و در نتیجه جنین به دلیل آن که در آن ژن مربوطه عملکرد طبیعی ندارد، دچار بیماری مرتبط با ژن ناقص خواهد شد.

کدام دسته از خویشاوندی ها و به چه دلایل ژنتیکی ریسک بالاتری در بروز اختلالات در فرزندان ایجاد می کنند؟
افراد را بر مبنای رابطه خویشاوندی و تشابه ژنتیکی آنها که درجه خویشاوندی نامیده می شود دسته بندی می کنند: ۱- خویشاوندان درجه یک که ۵۰ درصد تشابه ژنتیکی دارند، مانند والدین و فرزندان و خواهر و برادر. ۲- خویشاوندان درجه ۲ که ۲۵ درصد تشابه ژنتیکی دارند، مانند عموزاده ها، دایی زاده ها، عمه زاده ها و خاله زاده ها. ۳- نوه عموها، نوه خاله ها و نوه دایی ها با عمه ها که تشابه ژنتیکی تقریباً نصف خویشاوندان درجه ۲ است. به همین ترتیب تا خویشاوندان دورتر و درجات بالاتر.
در نتیجه هر چه رابطه خویشاوندی بیشتر باشد، یعنی درجه ۱ و ۲ خویشاوندی، احتمال بروز اختلالات ژنتیکی با وراثت نهفته (مغلوب) بیشتر می شود.

چه بیماری ها و اختلالاتی در خانواده های دارای والدین خویشاوند بیش از خانواده های دارای والدین غیر خویشاوند بوده است؟
از بین طیف وسیعی از بیماری های مشاهده شده در خانواده های مراجعین مشاوره ژنتیک، علاوه بر بیماری های اتوزومی نهفته (مغلوب) که پیشتر عرض شد، اختلالات ذیل از بین صدها بیماری به ترتیب به وفور در خانواده های دارای والدین خویشاوند مشاهده شده است:

۱- عقب ماندگی های ذهنی و جسمی (۲۲ درصد).
۲- تحلیل های عصبی و عضلانی و فلج (۱۲ درصد).
۳- ناشنوایی و اختلالات شنوایی (۱۱ درصد).
۴- نابینایی و اختلالات دید (۷ درصد).
۵- سقط جنین مکرر و مرگ نوزاد (۵ درصد).
۶- نازایی و مشکلات تناسلی (۴ درصد).
۷- بدشکلی های مادرزادی (۳ درصد).

به علاوه سایر تحقیقات در کشورهای دیگر نیز علاوه بر تأکید بر بروز بیماری ذکر شده در نوزادان زوج های خویشاوند، احتمال بروز بیماری های ذیل را بالا برآورده می کنند:

۱- کاهش ضریب هوشی در فرزندان.
۲- کاهش مقاومت بدن در برابر میکروب ها.
۳- آب مروارید مادرزادی.
۴- بیماری های وراثتی پوستی.
۵- کاهش در وزن، قد و دور سر هنگام تولد و پس از آن.
۶- میکروسفالی.
۷- مرگ و میر کودکان پیش از بلوغ.
۸- فلج مغزی.

چنانچه سابقه فامیلی زوج خویشاوند حاکی از وجود بیماری های خاص ژنتیکی باشد، مسلماً این احتمال دو برابر تا چندین برابر افزایش پیدا خواهد کرد.

آزمایش های ژنتیکی در محاسبه احتمال بروز این بیماری ها و عوارض با بهره گیری از چه تکنیک هایی صورت می گیرد و تا چه اندازه قابل اطمینان است؟
بیماری ژنتیکی طیف بسیار وسیعی دارند. انواعی از این اختلالات موروثی بوده و از والدین به فرزندان با احتمالات معینی (مانند ۲۵ درصد یا ۵۰ درصد) به ارث می رسد مانند بیماری تالاسمی. دسته ای از بیماری های ژنتیکی که البته فراوانی بسیار بالایی نیز در اکثر جوامع دارند، لزوماً وراثتی نیستند اما زمینه ژنتیکی بسیار قوی در بروز آنها دخالت دارد؛ مانند بعضی از انواع سرطان که در برخی خانواده ها دیده می شود.

این تفاوت ماهیت ژنتیک مولکولی بیماری ها باعث می شود راهها و روش های تشخیص متفاوتی نیز برای آنها در نظر گرفته شود.
به عنوان مثال اگر سابقه بیماری تحلیل عضلانی دوشن در خانواده ای وجود داشته باشد، از روی فرد بیمار (که معمولاً پسر بچه ها هستند و حداکثر تا سن ۲۰ سالگی عمر می کنند) می توان نوع حذف یا جهش ژنتیکی در ژن و دیستروفین را تشخیص داد و بر اساس آن احتمال وجود نقص ژنتیکی را در خواهر او که قصد ازدواج دارد یا در جنین مادر باردار او بررسی کرد و در صورت بیمار بودن جنین، نسبت به سقط آن اقدام کرد یا خواهر در شرف ازدواج را از احتمال ۵۰ درصدی تولد فرزند پسر بیمار آگاه نمود.

دسته دیگر بیماری ها که کمپلکس نامیده می شوند و علت اختلال معمولاً بیشتر از یک ژن است، در تشخیص بیماری قبل از بروز یا قبل از تولد محدودیت های جدی ایجاد می شود؛ زیرا در گام نخست، ما از نقص ژنتیکی مربوط به نوع یا فرم ژن مربوطه هیچ اطلاع مفیدی نداریم و در گام دوم در صورت اطلاع از نقص ژنتیکی، به ارث رسیدن آن در فرزند لزوماً به معنای بیمار نشدن او نیست. در مجموع می توان گفت زمانی که نقص ژنتیکی در خانواده به طور خاص و دقیق شناسایی شده باشد، امکان پیگیری به ارث رسیدن آن نقص در افراد و حتی در جنین تازه تشکیل شده به خوبی وجود دارد؛ هر چند بحث بیماری زایی جهش یا نقص ژنتیکی مربوط، متضمن مباحث پزشکی دیگری است.

ما در کشور تا چه اندازه به فناوری های نوین ژن درمانی و اصلاح ساختار ژنتیکی دسترسی داریم؟
در خصوص انقلاب تشخیص های ژنتیکی باید گفت که ریز آرایه های DNA (DNA micro array) این امکان را به وجود آورده که در کوتاه ترین زمان با بالاترین دقت، بیشترین تعداد ژن و بیشترین طیف از موتاسیون ها (جهش) در یک بیمار یا فرد مظنون به بیماری، بررسی شود که متأسفانه در حال حاضر این فناوری صرفاً در اختیار چندین کشور توسعه یافته است و در ایران هم جز در چند مورد تحقیقاتی هنوز وارد عرصه تشخیص نشده است. در ایران تکنیک های تشخیص ژنتیک عمدتاً‌ مبتنی بر کاریو تایپ (کشت کروموزومی)، تکنیک FISH (هیبریدگیری با پروب فلوئورسنت روی کروموزوم) و تشخیص های مبتنی بر تکنیک PCR است. این ۳ دسته حوزه های تشخیص ژنتیک قادرند بیماری های معروف ژنتیکی مانند سندروم داون (منگولیسم)، تالاسمی، بررسی علل عقیمی، تعیین جنسیت جنین، شکست های کروموزومی در سرطان های خون، تحلیل عصبی و عضلانی دوشن و بکر، عقب ماندگی ذهنی X شکننده، بعضی از انواع نازایی ها یا برخی از بیماری های متابولیکی مانند فاوسی را تشخیص دهند.

آیا با توسعه این فناوری ها می توان در آینده به رفع مشکلات ژنتیک و اصلاح ژنتیکی در مراحل جنینی یا حتی پیش از آن امیدوار بود؟
یکی از مهمترین چالش های ژنتیک پزشکی، تشخیص و درمان بیماری های شایع مانند بیماری کرونر قلب (عامل سکته قلبی)، سکته مغزی، سرطان ها، روماتیسم، آسم و آلزایمر است. در این مسیر پرسش های سخت و محدودیت های تکنیکی قابل توجهی سر راه انسان قرار گرفته است. همان طور که می دانید، بدن ما از میلیاردها سلول ساخته شده است. حال اگر قرار باشد ژن مورد نظر در دوران بزرگسالی به درون هر یک از این سلولها وارد شود، در حال حاضر تقریباً غیرممکن به نظر می رسد. اما اگر بیماری اندام خاصی را درگیر کند، مانند کبد، آنگاه می توان برای ژن درمانی و بهبود عملکرد بخشی از سلول های کبدی اقدام کرد. طی سالهای گذشته در تجارب ژن درمانی تلاش بسیار شده و در مواردی بیمار وضعیت بهبودی پیدا کرده اما به دلیل عوارض جانبی ژن درمانی (سرطانی شدن سلولهای دریافت کننده ژن) فرد بیمار شانس زیادی برای درمان پیدا نکرده است.

ژن درمانی هنوز با سؤالات عدیده ای رو به روست و تا رسیدن به کلینیک ها نیاز به تحقیقات قابل توجهی دارد. اما آنچه امیدوار کننده است، بینش ژنتیکی انسان است که هر روز کاملتر می شود و آگاهی او را نسبت به راز خلقت و پدیده تکامل انسان و سایر موجودات زنده کاملتر می کند. اگر چه پیدایش هر توانایی جدید همراه است با برخی انحرافات تحقیقاتی و سوءاستفاده های گوناگون و نمونه بارز آن بحث شبیه سازی انسان یا کلونینگ است که با وجود توانمندی بسیار برای برگرداندن سلامت به بیماران قطع عضو، بیماران سرطانی و طیف بسیاری از بیماری های دیگر، مورد سوءاستفاده مجامع غیر علمی قرار می گیرد و حتی صورت نظامی و سیاسی می یابد و شاید اتفاقات منطقی آینده علم پزشکی و ژنتیک در جهت پیشگیری بسیاری از امراض و اختلالات لزوماً درمان آنها نباشد.