اسلام پدران و مادران را در امر پرورش اخلاقی فرزندان خویش مسئول می داند و یکی از وظائف اساسی و حساس آنها را در تربیت فرزند دانسته است .

رسول اکرم ( ص ) درباره پرورش اخلاقی کودکان فرموده است :

” ادبوا اولادکم فانکم مسئولون ” :

فرزندان خود را تربیت نمائید چه در برابرآنها مسئولیت بس بزرگی دارید . ” علی ” ( ع ) فرمود : ” اکرموا اولادکم و احسنوا آدابهم ”

” کودکان خود را بزرگ و گرامی داشته , خوب تربیت نمائید . ”

مفهوم اخلاق

” اخلاق به مفهوم مجموعه اصول حاکم برروابط انسانی و پاسداری این روابط باید از همان ماههای اول تولد به کودک تحمیل شود تربیت بدون اخلاق پرورش جنایتکار زیرک است .

در سایه پرورش اخلاقی است که ، صفتها و قدرتهای خدادادی , فضائل بزرگ عقلی چون امانت , شجاعت , احتیاط , تهور در او بیدار می شود و برای ادامه زندگی خود ضوابطی را برمی گزیند ” (۱)

” برنامه زندگی و روشهای اخلاقی و رفتاری دوران حیات بسیاری از مردم در طول مدت زندگی به حقیقت چیزی نیست جز مکتسبات و آموخته های دوران کودکی که از والدین و دیگر اعضای خانواده قرار گرفته اند.

تربیتهای اخلاقی صحیح والدین سرچشمه نیکیها ی آینده و تربیتهای نادرست آنان سرچشمه فسادهاو تبهکاری ها ی فرد در جامعه است ” (۲)

آغاز پرورش اخلاقی

” آغاز پرورش اخلاقی از همان ماههای اول تولد کودک و از هنگامی است که طفل با صدای مهر و خشم والدین آشنامی شود و با لبخند یا گریه به آنها پاسخ می دهد این امر معمولا ازپایان سه ماهگی و اوایل چهارماهگی کودک است این سن آغا ز پایه گذاری است نه آغاز تحمیل جنبه های اخلاقی و تعالیم مربوط به آداب و سنن زندگی

۱- پرورش مذهبی و اخلاقی کودکان- دکتر علی قائمی , ص ۱۱۲

بخشی از آنچه در این سن راجع به کودک مراعات می شود مساله وقت شناسی و تنظیم زمان غذا , ازاد گذاردنش در رختخواب به نحوی که با خود سرگرم باشد و به مادر وابسته نباشد گریه و فریاد را وسیله ای برای جلب و جذب مادر قرار ندهد .

اهمیت تربیت اخلاقی سالهای اول زندگی طفل

سالهای اولیه از دیگر سالهای عمر کودک مهمتر است زیرا کودکان در این سن تاثیر پذیرترند و آنچه به عنوان شالوده رفتارشان در این مرحله ریخته شده , بزودی از میان نمی رود .

از سوی دیگر طفل دائما رو به کمال می رود و به مرحله تمیز استقلال عقلی می رسد ولی آنچه را که بدون آگاهی و اراده در سالهای اولیه فراگرفته , پایه استدلالی و تمیز عقلی او در سنین بالاتر خواهد بود . ” (۱)

اهمیت پرورش اخلاقی

پرورش اخلاقی کودکان ضروری است از آن بابت که به فرموده امام علی ( ع ) شر در اندرون وجود آدمی لانه دارد

” الشر کامن فی طبیعه کل احد ”

و فضیلت ها باید بر آدمی تحمیل گردد . نفوذهای اخلاقی دارای اثرات طولانی و دراز مدت است و سبب حسن سیرت و رفتارهای کریمانه خواهد بود . ” (۱)

در تربیت اخلاقی به کودک چه بیاموزیم ؟

در پرورش اخلاقی کودکان مقصد ما اینست ضوابط و قواعدی را به کودکان القاء کنیم و عاداتی را در آنان پدید آوریم که بر اساس آن زندگی فردی و اجتماعی شان شکل گیرد و همچنین در جنبه طبیعی و غرائز کودک تعدیل صورت گرفته و کودک به تدریج در برابر آنچه وجود دارد احساس تعهد و تکلیف نماید .

در پرورش اخلاقی کودکان , نخست مساله آگاهی مطرح است . کودک باید علل و عوامل انضباطی و راه و رسم حیات و قواعدی که مورد مراعات باید قرار گیرد بشناسد و بداند چه چیزی ضد ارزش است . کودک باید بداند رعایت ضوابط به صلاح او و دیگران بوده و او حق ندارد آنها را نادیده بگیرد . او می بایست رفتار اخلاقی بیاموزد و این آموزش گاهی از طریق القاءو تذکر است , رمانی از راه عرضه نمونه و مدل که کودک از آن تبعیت و تقلید می کند . راهنمائی و هدایت کودک ضمن آشنا کردن طفل به ضابطه ها موجب اعتماد به نفس او می شود .

” نکاتی که باید به کودک آموخته شود بسیار پردامنه و وسیع می باشد که به طور اختصار مطرح می شود :

۱- دررابطه با خود :

بخشی از آموزشهای اخلاقی در رابطه باخود کودک و دارای جنبه فردی است , از آن جمله این است که خداوند در نهاد هر انسانی وجدان و فطرت اخلاقی قرار داده و طفل ذاتا امانت و صداقت را دوست دارد.

والدین باید این فطرت را زنده نگاه دارند , مسئله دیگر تسلط نفس کودک است که در سایه تکرار و عادت پدید می آید , کودک را باید ازهمان آغاز طوری تربیت کرد که بتواند در برابر امور و مسائل سرپا بایستد و خود را نباخته و تسلیم نکند , مثلا اگر هوس غذایی کرد صبر داشته و بیتابی نکند و مادر مامور بی چون و چرای کودک نباشد .

کودک باید به تدریج به مرحله ای برسد که کار و مشکل خود را شخصا حل کند و در برابر امور و حوادث سر پا بایستد , باید تدریجا بخشی از امور حیاتی را به تناسب رشدشدر اختیارش قرار داد تاانجام دهد مثل لباس پوشیدن .

باید رعایت تقوا و خود نگهداری را در هر مرحله سنی متناسب رشد و فهم کودک به او فهماند مثلا این که کودک هر حرفی را نزند به هر غذائی دست دراز نکند , هر رفتاری را از خود بروز ندهد که این امر از حدود سه سالگی در کودک امکان پذیر است که علاقه گریز و احتراز از کارهای ناپسند پدید می آید .

۱- در رابطه با دیگران :

بخشی از اخلاق کودک در رابطه با دیگران طبعا کودک می بایست ضوابطی را در این زمینه

سعی بر این است که کودکان به نحوی بار آیند که به خواسته های دیگران توجه داشته باشند ,از سال چهارم زندگی کودک امکان پذیر است که برای او مساله حق دیگران مطرح کرد , با این که محور زندگی او خواسته های شخصی است دوست دارد حق دیگران را رعایت کند . باید به او تفهیم شود که برای داشتنحیات سالم , ناگزیر است ناسازگاریها را کنار بگذارد و در حد امکان به انسانها خدمت کند که این آموزش از حدود سن ۶ سالگی امکان پذیر است آن هم از طریق بازی ها و شرکت در فعالیت های جمعی

از همان کودکی فرزندان را باید عادت داد و تشویق کرد که مثلا اسباب بازی خود را به دوستانش بدهد , مهرورزی و تشویق والدین باعث می شود که روح بخشندگی و عطا در دوران طفولیت شکل پیدا کند و جنبه گذشت و فداکاری پدید آید .

در آغاز کودکی باید او راعادت داد که تمنایش با خوشرویی باشد , حتی اگر با چهره عبوس و گریه چیزی را از شما طلب کرد به او ندهید . بالاخره دیدارش به گونه ای باشد که در آن نشان صلح و صفا و زدودن غم پدیدار گردد و با چهره خوش و با لبخند با دیگران برخورد کند . و دیگر اینکه کودک باید اجتماعی و با دیگران در جوشش باشد ولی حسود و وقیح نباشد , بنای تربیت به گونه ای باشد که فرد نیکی های خود را تا حدود زیادی پنهان کند یا بگذارد آن نیکی به صورت طبیعی متجلی گردد .

۲- در رابطه با فضایل :

ادب و اخلاق انسان با فضایل و پاکی ها و امانتهای فطری خداوند ارتباط نزدیک دارد بنابراین بخشی از آموزشهای اخلاقی باید متوجه رشد فضیلتها در انسان و عادات نیکو در این زمینه باشد .

اخلاق مستلزم شهامت و شجاعت است و از جلوه های مهم شجاعت دوستداری حق است . از آغاز زندگی باید چشم و گوش و اعضای کودک را به آن آشنا کنیم و عشق به حق و علاقه به درستی را در دل او استوار سازیم .

از فضایل اخلاقی مبارزه با گناه است ایجاد زمینه برای نفرت از گناه در سنین کودکی امکان پذیر است . اصولا حب و بغض ها نسبت به یک امر در دوران کودکی شکل می گیرد . آن چنان که بعدها ریشه کن کردن آنها کاری در حد اعجاز خواهد بود

والدین باید در درون کودک نفرتی در رابطه با ظلم و تبعیض و منکرات پدید آورند , به گونه ای که او را دائما با این امور سرستیز باشد .

کودک را باید عادت داد تا حقوق دیگران را رعایت کرده و ارزشهای صحیح در جامعه را را در زندگی به کار گیرد کودک را باید عادل تربیت کرد و این امر از همان دوران کودکی او زمانی که مادر خوراکی به کودک می دهد که با خواهر و برادرش تقسیم کند باشد .

مردی در حضور پیامبر فرزندی از خود را بوسید و فرزند دیگرش را نبوسید رسول خدا به او اعتراض کرد که چرا مساوات را رعایت نکردی .

۳- در رابطه با وقایع و جریانات و راه و رسم جاری زندگی :

بخشی از اخلاق باید در این رابطه باشد که فرد در برخورد با وقایع وادار به مو ضع گیری درست و اندیشیده شود , از حدود سنین ۶ الی ۱۲ سالگی نیروی قضاوت اخلاقی کودکان رشد می یابد , آنچه برای او مفید و لذت بخش باشد دوست می دارد و آنچه برایش زیانبخش باشد را نادرست می داند ولی بعدها قادر می شود از مرز منافع خارج شده و دیگران را به حساب آورد . رفتار والدین شیوه موضع گیری صحیح را به آنها می آموزد .

کودک را باید عادت داد که در داوری ها حق را مراعات کند , هرگز دوستی ها و دشمنی ها و روابط خانوادگی سبب آن نگردد که او از حق دوری کند باید او را رشد داد تا در برابر حوادث بایستد و تسلیم هر چه هست نشود بیبیند هر چه واقع شده درست است یا نه , اگر نیست در طریق ریشه کن کردن آن بایستد .

کودک راباید عادت داد روابط خود با دیگران را تنظیم کند , مثلا کودک نسبت به پدر و مادر برخوردی انسانی و همراه ادب داشته باشد , جرات و جسارت و بی ادبی و دست درازی نسبت به آنها نداشته باشد , بزرگتران را مورد احترام قرار دهد ع با خرد سالان مهربان باشد , در برابر هر کس راه و رسم درستی در پیش گیرد .

در روابط اجتماعی آداب و معاشرت سالم و خوشرویی و مسالمت داشته باشد , عادت داشته باشد خواسته هایش را با خوشرویی مطرح سارد , ایجاد مزاحمت نکند , تعارفات معموله را رعایت کند , آداب و رسومی که مخالف تعالیم مذهبی نیست را رعایت کند , مثل دید و بازدید در عید نوروز و صله رحم و …

از همان آغاز کودکی باید به طفل القاءکرد که نتیجه و حساب و کتاب و بازده عمل را هر کس خواهد دید چه خوب و چه بد مثلا نتیجه نافرمانی حرف پدر تنبیه شدن از معلم است به خاطر تنبلی در درسها و…